الشيخ حسين المظاهري
45
كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى)
هر چه خدا ، فرمانشان دهد نافرمانى نمى كنند . و دربارهء حيوانات مى فرمايد : ( ما من دابّهٍ الّا هو اخذ بناصيتها . ) 26 هيچ جنبنده اى نيست مگر آنكه زمام اختيارش را او گرفته است . ليكن اگر چه آدمى از نظر جسم ، تسليم آن دوست است ، ولى از نظر روح ، از ساير موجودات استثنا شده است . خداوند مى فرمايد : ( انّا هديناه السّبيل امّا شاكراً و امّا كفوراً . ) 27 راه را به او نشان داده ايم ، خواه سپاسگزار باشد يا ناسپاس . اين انسان است كه خوشبختى و نگون بختى را بر مى گزيند ، و او در پيمودن منازل صعودى ، آنقدر آزاد است كه مىتواند به جايى برسد كه جز خدا كسى از آن آگاهى ندارد و به مقامى رسد كه جز خدا را نبيند . شاعر مى گويد : رسد آدمى به جايى كه به جز خدا نبيند * بنگر كه تا چه حدّ است مقام آدميّت اگر اين درنده خويى ز طبيعتت بميرد * همه عمر زنده مانى به روان آدميّت طيران مرغ ديدى تو ز پاى بند شهوت * به در آى تا ببينى طيران آدميّت چنان كه او آزاد است كه منازل نزولى را تا جايى بپيمايد كه خداوند مى فرمايد : ( اولئك كالانعام بل هم اضلّ . ) 28 اينان همچون چهار پايانند ، بلكه گمراه تر از آنهايند . اين اختيار ، همان عاملى است كه انسان را محور علم اخلاق قرار مىدهد همان گونه كه او را در تكاليف شرعى و عقلى و فرعى ، متعهّد مى سازد .